تبليغاتX
بی تو تنهام


دلم به وسعت دردیست که از آن خودش کرده.

اهل درد و دل نیستم.

درد دلم برای خودم درد است.

برای دیگری داستان

داستانی شاید غم انگیز!...

و....

از آسمان دردی آمد و

به آرامی کنج دلم رخنه کرد.

و من عاشق دردم شدم.

چرا که این دردها هر چه بیشتر مرا می آزارند

من بیشتر و بیشتر با آنها مدارا می کنم.

کنار می آیم.

درکشان میکنم.

تا به امروز چکه ای از اشکم را در دستانت نریختم

تا دستانت جایی برای اشکهای خودت کم نیاورند.

و خوب می دانم که

 خدا همان آینه پاکیهاست

و عشق همان عطر همیشه خوش بوی خلقت...

و این ودیعه آدمیت است.

 

 

 

 

 

2 نوشته شده در دوشنبه بیست و پنجم تیر 1386ساعت 1:6 توسط شقایق |



لوگوی وبلاگ




طراح قالب
AMYFANS.CO.SR
پشتيباني
NaFiSe