![]() |
|
"بازگشت" من از چشمان شبنم زده مهتاب آمده ام . از کنار جوانه های عشق و طنین قلب شکسته ام و چشمان باران خورده ام . آمده ام تا دوباره در آغوشت بگیرم و برایت از تنهایی شبهای غربت بگویم از احساس باران هنگام لمس زمین.. ای کاش می شد سکوت غریبانه نیلوفر های اسیر مرداب را معنا کرد.. ای کاش می شد صحبت های گل با پروانه را فهمید ای کاش میشد بیشتر مهربان بود و عاشقانه دیگران را دوست داشت ای کاش میشد طبیعت را درک کرد و به راز گل سرخ پی برد و دنیا را از دریچه دیگری تفسیر کرد . ای کاش میشد دل را با محبت و آرامش را با قلب پیوند زد...
2
نوشته شده در پنجشنبه هفتم تیر 1386ساعت 0:32 توسط شقایق |
|
صفحه اصلي پست الکترونیک فروردین 1387 بهمن 1386 دی 1386 شهریور 1386 تیر 1386 فروردین 1386 بهمن 1385 دی 1385 آبان 1385 شهریور 1385 مرداد 1385 تیر 1385 خرداد 1385 فروردین 1385 اسفند 1384 بهمن 1384 دی 1384 آذر 1384 آبان 1384 می گویند شقایق ها نمی میرند عزیزم تا مرگ شقایق ها دوستت دارم....
لوگوی دوستان شقایق
طراح قالب |